اخرین سلام و اولین خدانگهدار
سلام
سلام به همه دوستای گلم
اول همه اینکه مهتا حالش خیلی بهتره دیشب ساعت ٢ باهاش حرف زدم هم شوق اولین صحبت تلفنیمون رو داشتم هم درد بیماری و صدای خستشو اما خوشحالم که الان حالش بهتره دیشب کلی حرف زدیم
امین داداش مهربونم منو ببخش دیشب خیلی شوکه شده بودم بد باهات حرف زدم
معذرت میخوام
دوستای مهربونم از همتون ممنونم که تو این مدت با من و قصه زندگیم همراه بودین
نمیدونم چی باید بنویسم
شروع کردن خیلی اسونه اما خداحافظی...........................
میخوام از اول شروع کنم
از نو
این وبلاگ همه چیزش
اهنگش
تک تک پست هاش کلمه به کلمه اش منو به یادش میندازه میخوام فرار کنم از هر چیزی که نشونی از اون داره میخوام بگذرم
میخوام قصه عشق تبسم و رضا فراموش بشه
فقط میخوام بدونید همتونو دوس دارم و برام خیلی مهم هستید
دیگه نمیدونم چی بنویسم .....................................
شاید خیلی زود ادرس یه وب جدید و با موضوع جدید براتون ارسال کنم
اما دیگه نمیتونم اینجا نفس بکشم
اینجا بودن و فراموش کردن خیلی سخته
خیلی
اخرین یادگار عشقمون تا چند روز دیگه حذف میشه بدون اینکه تو بخونیش رضا.....................................................
برای همیشه خدانگهدار.
خدا یا مهتا
چرااااااااااااااااااا
خدایا چرا
امین تورو خدا بگو دروغ گفتی بگو میخوای اذیتم کنی
.اگر همچین چیزی بود امکان نداشت مهتا به من نگه
حالم از این دنیای مجازی به هم میخوره
من دیشب از نگرانی تلفنمو بهت دادم میگم زنگ بزن تو بعد از این همه وقت میای میگی مهتا سرطان خون داره
حالش بده منم خسته ام نمیتونم زنگ بزنم
من چیکار کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دارم دق میکنم
احساس خفگی میکنم
امین تورو خدا به حرمت همون بهارت بگو مهتا کدوم بیمارستانه میخوام باهاش تماس بگیرم حداقل بهم زنگ بزن
مهتای مهربونم بیا و بگو امین میخواد منو اذیت کنه
اقای امیر خان به خدا اگر یه روزی ببینمت کمترین کاری که میکنم اینه که یه چک میزارم تو گوشت این همه سال زندگیشو نابود کردی حالا هم که رفتی بازم دست از سرش برنمیداری
اخخخخخخخخخخخ
حالم از هر چی عشقه به هم میخوره
باور ندارم
دیگه باور ندارم
فقط صدای مهتا رو میخوام
فقط........................................
چیه مگه من ادم نیستم
مگه من دل ندارم
اصلا میخوام بدونم از نظر شما من چی ام
یه کثافت بی احساس ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یه عوضی که میخواست زندگی یه زنو خراب کنه
یه اشغال که بابای یه بچه رو ازش گرفت
اره میدونم دو دیقه پیش نوشتم گریه تموم نوشتم بغض تموم اما رفتم تو یه وبلاگ
تو یه وبلاگ به اسم یادداشت های مخفیانه یک زن غریب
خدایااااااااااااااااااااااا
من چی ام
خدایا من چی کار کردم
اونم یه زندگی داشت مث زن رضا با این تفاوت که دوس دختر های شوهرش همیشگی نبودن گذرا بود
اما من که بدتر کردم با زن رضا
همیشه خودمو جاش میذاشتم عذاب وجدان داشتم
اما امشب از زبون یه زن از دل شکسته اش فهمیدم اون چه عذابی کشیده
اما چرا
چرا دو سال پیش که اسمسهای من و رضا رو دید سکوت کرد چرا هیچی نگفت
چرا منو از زندگیش بیرون نکرد
چرا جلوم نایستاد چرا نزد تو دهنم
خدا به خودت قسم اونم این زندگی رو نمیخواست
خدایا تو خودت شاهد عذابای من بودی
خدایا دیگه توان ندارم
خدا تموم کن این کابوس لعنتی رو
من چی ام
من چی ام
تا کی باید زجر بکشم
از گریه کردن خسته شدم
از تنها بودن بیزارم
حالم از گذشته بهم میخوره
نیستم
نیستم
خدایا نیستم
به خداخودش میگفت اجباری بوده میگفت حس انچنانی به رضا ندارم
اما شاید اینا رو میگفته که غرورش جلو من حفظ بشه
خدایا کمکم کن
خدایا کم اوردم
خدایا گمت کردم
خداااااااااااااااا
بدون عنوان
سلام
امروز خوبم خوب خوب
چند تا روزه امو نگرفتم اخه معده ام عصبی خیلی اذیتم میکنه فشارمم همش میافته
روزه هاتون قبول
هنوز خونه خواهرم هستم
دیگه دعا نمیکنم برگرده دیگه گریه نمیکنم دیگه بغض نمیکنم
بخشیدمش
فقط دعا میکنم خوشبخت باشه
دعا میکنم خوب زندگی کنه
خدایا من از سهم خودم گذشتم تو هم بگذر
دارم نفس میکشم از همه وجودم نفس میکشم
هنوز فرصت دارم برای زندگی
برای تازه شدن
برای نفس کشیدن
رضا
رضای نازنین هیچ وقت باور نکردم خیانتتو و باور نمیکنم قصه تلخ هوس بودن
اما مهربونم برگرد به زندگیت برگرد به همون رضای مهربون برگرد تا دوباره اون کوچولوی نازنین باباشو پیدا کنه
رضا دعا میکنم
دعا میکنم خدا فراموشت نکرده باشه
دعا میکنم
برای همیشه خداحافظ .............................................
سلام
سلام به همه دوستای گلم
عزیزای دلم میخواستم بگم من از این به بعد نهایتا سه یا چهار روزی یه بار میتونم بیام
اگر یه وقت اپ کردید و من دیر رسیدم به خوبی خودتون منو ببخشید
قطره جونم در اولین فرصت عوضش میکنم
نانی ازاد از رفتنت غمگینم
نرگس جونو همیشه یادمه
مهتای مهربونم میام پیشت
داداشای گلم همتونو دوس دارم
تینا خانوم هم معلوم نیست کجاست
این روزا حالم خیلی بهتره جواب تلفن هیچکسی رو هم نمیدم که بخوان اعصابمو خورد کنن خصوصا زنش برا تولدم مامان قول یه گوشی جدید بهم داده اخه رفته شیراز فعلا منم که هنوز خونه خواهرم هستم
کاکل زری خواهرم اول مهر میره پیش دبستانی دیشب لباساشو براش خریدیم
فرمش لباس سفید با شلوار پارچه ای مشکیه خیلی خوردنی شده بود عزیز دلم
شبا میرم پیاده روی با چند تا دوستام و خواهرم
اما این روزه پدرمو در اورده دارم از گرسنگی میمیرم
دوستون دارم خیلی زیاد
خدایا
میخوام بلند شم
مهتا دستتو بهم بده خواهر مهربونم
قطره میخوام تیکه هامو از اسمون بگیرم از خود خدا میخوام پاک باشه پاک پاک بدون هیچ لکی بدون غصه
میخوام متولد بشم امیر
محمد رضا امین داداشای خوبم مرسی که بهم امیدواری میدین
خداوندا کمکم کن بهم فرصت نو شدن بده دستمو بگیر بزار دور بودن از تو رو جبران کنم منو ببخش
ببخش که فراموشت کردم ببخش که لغزیدم منو ببخش که یادم رفت تو منو بیشتر از هر کسی دوس داری
منو ببخش که ناشکری کردم
مامان نازگل تبسم میخواد همه دردهاشو فراموش کنه
ملودی جونم امروز تولد دوباره خاله اته
خدایا کمکم کن تمام غصه هام یادم بره
کمک کن رضا رو از قلبم بیرون بکشم کمک کن وجودمو که اون نابودش کرد دوباره پیدا کنم
میخوام زندگی کنم مامان
مامان مهربونم که چقدر اذیتت کردم
حنایی دیگه غصه و غم تموم شد
یکتا جونم دوست همیشه همرام اینجا ته قصه من و رضاست تبسم دیگه نمیخواد بهش فکر کنه
تبسم امروز دوباره متولد شد
برای خدا
برای خودش برای مهتا
برای مامانم
برای تمام دوستام که این مدت باهام بودن
میخوام نباشم
کاش سال ۶٧ هیچ وقت به دنیا نمی اومدم
کاش مرده به دنیا اومده بودم
کاش ٣ سال پیش تو اون تصادف لعنتی مرده بودم
کاش هیچوقت بعد از خود کشیم از کما بیرون نمی امدم
دارم خفه میشم
دارم میترکم
کاش هزار تا سوال بی جواب ذهنم پاک میشدن
تو رو خدا نگید فراموش کن نگید زندگیتو ادامه بده مهتا تو دیگه نگو بخند
میخوام امشب اعتراف کنم
یه اعتراف بزرگ
اشکام داره میریزه رو کیبرد
میگن ادما وقتی از ته دل گریه کنن نمیتونن دروغ بگن
من شکستم
من له شدم غرورم نابود شد
هیچکس بغضمو ندید جلو هیچکس اشک نریختم اما خورد شدم
رضای نامرد منو له کرد حس میکنم ازم سو استفاده شده
حس میکنم منو بازیچه کرده از دوس داشتنم از بچگیم از سادگیم از صداقتم
خدایاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
خدایا کمکم کن
دلم میخواد بمیرم
از ته دل میخوام که بمیرم
دیروز به زنش اسمس دادم حلالم کن گفتم الان احساستو درک میکنم
گفتم به خاطر تمام ناراحتی هایی که به خاطر من کشیدی معذرت میخوام
اونم جواب داد تو هم منو حلال کن شاید خیلی زود رودر رو صحبت کنیم
بعد تلفنی با هم حرف زدیم
بهم گفت مهرشو گذاشته اجرا گفت دارم طلاق میگیرم
بهم میگه تبسم اون بخاطر لجبازی با من و خانوادش این کارو کرد
میگه تبسم مریم زنی نبود که رضا بتونه دوسش داشته باشه میگه این کارو کرده که ابروی خانوادشو ببره
به من میگه تو شهامت نداشتی وگرنه کار مریمو تو ۴ سال پیش باید انجام میدادی اخه شما بگید کار مریم شهامت بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من شهامت داشتم اما وقاحت مریمو نداشتم من بابامو دوس داشتم من ابروی بابامو دوس داشتم من ...........................
خدایا به دادم برس
خدایا تو بهم بگو حرف کیو باور کنم
خدایا
یادته رضا بهم گفت تبسم شاهرگم گرو غیرت و مردونگیم پیشت گرو اگر شده تا اخر عمرم حتی واسه یه روز هم که شده باهات زیر یه سقف زندگی میکنم
خدایا خودت شاهدی خیانتی بهش نکردم خودت شاهدی به انتظار قولش دارم با همه میجنگم
دلم میخواد داد بزنم میخوام تیکه های شکستمو جمع کنم
هر سال این موقع با رضا دعوا بود که چرا تولدم یادت نمونده
خدایا چیکار کنم
با این دل رسوام چیکار کنم..................................
خسته ام خیلی خسته ام
رضا بهت احتیاج دارم
رضا تکیه گاه ندارم
رضا تنهام
رضا بی کسم
رضا هنوز دیوونم
رضا میخوامت
رضا تحقیر شدم
رضا تحقیرم کردی
رضا منو شیکوندی
یادته یه شب تولدم علی (یکی از دوستای رضا ) ویولن میزد تو میخوندی
یادته بهم زنگ زدی
تو خیابون بودم
یادته چی میخوندی:
بیا بگیر دستمو
مال منی پس نرو
دوست دارم رو توی چشمام بخون
زیبای زیبا تویی
رضای تنها منم
دوست دارم پس بیا پیشم بمون
تو میخوای تنها بری و تنها بزاری دلمو
من میخوام گریه کنم و پاره کنم پیرهنمو
میدونی دلم در تو اسیره
میدونی دلم بی تو میمیره
بیا بگیر دستمو
محکم بگیر دستمو
یادته همون جا قول دادم تا نفس دارم بمونم اما نامرد دستت توی دستم نیست
تنهام رضا تنهام گذاشتی با معرفت
کادوی بزرگ......................
سلام
اول اینکه من همین الان وارد ٢٢ سالگیم شدم
تولدم مبارک
دوم اینکه بهترین هدیه عمرمو از مهتا خواهر مهربونم که تازه باهاش اشنا شدم گرفتم شیطون اینجا برام نوشته بود بیا وبلاگم کادو بگیر
وقتی رفتم فقط بغض کردم و اشک
اما بغضم با همیشه فرق داشت ایندفعه با امید بود با خوشحالی برام کارش خیلی بزرگ بود اینکه اولین نفری بود که تبریک گفت اونم با یه شیوه جالب مرسی مهتای عزیزم
از اینکه یادت موند
دوم اینکه ی ک ت ا خانوم فرمودند فونت مطالبم خیلی کوچیکه و خوندنش یه کوچولو سخت
اره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اینجوری ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ سخته ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
منم برای اذیت نشدن چشمای خوشکل یکتا (که شاید براشون لنز هم بخره 
)
یکتا منو میکشههههههههههههههههههههههههههههه
فونتمو گنده تر میکنمممممممممممممممممممممممم
امیدوارم همتون سالهای سال زندگی کنید و خوب زندگی کنید
از صمیم قلب ازت تشکر میکنم مهتای مهربونم
رضا جونم
تو هم دیگه امسال کسی با لنگه کفش تو سرت نمیزنه
نق هم نمیزنه
گریه هم نمیکنه
که چرا تولدم یادت نموند......................................................
هنوز عاشقم
هنوز وفادار
هنوز منتظر
همتون بزنین تو سرم با لنگه دمپایی کفش اصلا هر چی دم دست بود
شاید عاشقی از سرم بپره
دوستون دارممممممممممممممممممممممممممممممم

